نقش زنان در شکلگیری و پیشبرد تمدن الهی، یکی از محوریترین مباحث انسانشناختی و تمدنشناختی قرآن کریم است. این پژوهش به روش توصیفی با تحلیل محتوای آیات و بهرهگیری از تفاسیر معتبر، به این سوال پاسخ میدهد که چگونه زنان مقاوم در موقعیتهای سرنوشتساز تاریخی، موجب استمرار و پیروزی تمدن الهی در برابر تمدنهای طاغوتی شدهاند. نتایج نشان میدهد مقاومت این زنان، نه یک نقش حاشیهای، بلکه رکن زمینه ساز تمدنی و پیشران تاریخی بوده است؛ بهگونهای که اگر حضور و مقاومت آنان نبود، برخی حلقههای مهم تمدن انبیای الهی در برابر ساختارهای طاغوتی شکل نمیگرفت یا ادامه پیدا نمیکرد . یافتههای تحقیق حاکی ازآن است که نقش تمدنساز زنان مقاوم در قرآن را میتوان در چهار زمینه اصلی: پایداری ایمانی در برابر فشارهای طاغوتی، نقشآفرینی خانوادگی در پرورش و تداوم نسل پیامبرانه، کنشگری اجتماعی و حضور مسئولانه در جامعه برای ساماندادن به هنجارها و ارزشهای الهی، و تأثیرگذاری و مشارکت در هدایت تاریخی جامعه بررسی کرد. استمرار نسل ابراهیمی توسط ساره، مقاومت توحیدی آسیه در مقابل تمدن فرعونی، درایت و حرکت تشکیلاتی مادر و خواهر موسی ع در ایجاد نهضت آزادی بخش بنی اسرائیل، نذر مادر مریم در رفع تبعیض جنسیتی و مقاومت مریم در برابر تعصبات اجتماعی، کارکرد اجتماعی رفتار عفیفانه دختر شعیب و حکمرانی ملکه سبا، نقشآفرینی زنان صحابه پیامبر9 در بیعت و نیز عملکرد ازواجالنبی9 در بستر مقابله با تبرج جاهلیت از مصادیق تمدن سازی الهی با محوریت زنان مقاوم در قرآن به شمار میرود. در مجموع، نگاه تمدنی به آیات مربوط به زنان، تصویر دقیقتر و زندهتری از جایگاه زن در منطق قرآن ارائه میکند که میتواند در بازاندیشی نقش زنان در جوامع اسلامی امروز، الهامبخش الگوهای فعال، مسئولانه و تمدنساز نوین در عرصه خانواده و جامعه باشد.