این پژوهش با هدف تبیین نقش و جایگاه تمدنی مقاومت اسلامی در شکلگیری تمدن نوین اسلامی انجام شده است. با استفاده از روش توصیفی-تبیینی و مطالعه کتابخانهای، چارچوب نظری تحقیق مقاومت اسلامی بهعنوان یک پارادایم تمدنی و فراتر از یک استراتژی صرفاً دفاعی تحلیل شده است.یافتههای پژوهش نشان میدهد که مقاومت اسلامی در سه سطح کلان، کارکرد تمدنی ایفا میکند:
کارکرد دفاعی ـ حفظی (جلوگیری از فروپاشی تمدن اسلامی): مقاومت با احیای گفتمان عزت و استقلال و مقابله با اشغالگری (مانند موارد افغانستان، فلسطین و لبنان) مانع از تکمیل فرآیند فروپاشی تمدن اسلامی و از دست رفتن «هسته سخت» آن (سرزمینهای اسلامی) شده است.
کارکرد هویتی ـ فرهنگی (جلوگیری از انحلال در تمدن غرب): در سایه استبداد داخلی مقاومت به عنوان سدی در برابر تهاجم و استحاله فرهنگی تمدن مادی غرب عمل کرد. نمونههای بارز این نقش، انقلاب اسلامی ایران و قیام مردم یمن است.
3. کارکرد آیندهساز ـ خلاقانه (تقویت ظرفیت تمدنسازی): این پیشرفتهترین نقش مقاومت است که با شکستن انفعال، زمینه را برای گذار به مرحله سازندگی تمدنی فراهم میکند.این سه کارکرد در یک زنجیره تکاملی(بقا، تمایز هویتی و شکوفایی) قرار دارند و نشان میدهند که مقاومت اسلامی نه تنها یک ضرورت دفاعی، بلکه یک جریان زایا و پیشران برای احیا و شکوفایی تمدن نوین اسلامی مبتنی بر عدالت و معنویت است این گزینه وکارکرد فعلا در جمهوری اسلامی ایران محقق شده است وبقیه محور مقاومت به چنین ظرفیتی دست نیافتهاند.