در مسیر تحقق اهداف حق و مقابله با ظلم و باطل، مقاومت به عنوان یک ضرورت اساسی مطرح است. اما مقاومت اثربخش نیازمند راهنمایی و بینش عمیق است که بصیرت این نقش راهبردی را ایفا میکند. این مقاله با بهرهگیری از روش توصیفی تحلیلی و از رهگذر مطالعات کتابخانهای، به بررسی نقش بصیرت در مقاومت از منظر شهید بهشتی میپردازد و بصیرت را به سه سطح معرفتی، اخلاقی و کنشی تحلیل میکند. در سطح معرفتی، بصیرت به شناخت واقعیتها و تمییز حق واقعی از حقنما میانجامد و مانع از آرمانسازی کاذب و انتخاب مسیر نادرست میشود. در سطح اخلاقی، بصیرت موجب مهار هواپرستی، تقویت حقپذیری، خروج از بیتفاوتی و ایجاد تعصب مثبت نسبت به حق میشود. در سطح کنشی، بصیرت تعیین میدان درست مقاومت، جلوگیری از هدررفت منابع، استمرار در ایستادگی و پیوند مقاومت فردی و جمعی با سنتهای الهی را ممکن میسازد. یافتهها نشان میدهد که بصیرت ستون فقرات مقاومت است و مقاومت بدون آن میتواند به خدمت باطل درآید یا انرژی مبارزان را هدر دهد، در حالی که مقاومت مبتنی بر بصیرت، مسیر و هدف را درست میشناسد و مشمول سنت الهی «إحقاق حق و ابطال باطل» میشود.