نقش مقاومت فرهنگی در مهندسی تمدن نوین اسلامی بر اساس اندیشه امام خامنه‌ای

نوع مقاله : مقاله علمی ترویجی

نویسنده

دانش آموخته جامعه الصطفی العالمیه، دکترای فلسفه و کالم اسالمی دانشگاه تهران و پژوهشگر جامعه المصطفی

چکیده

در سپهر اندیشه‌های راهبردی معاصر، مفهوم «مقاومت فرهنگی» غالباً در چارچوبی تدافعی و واکنشی محصور مانده است. این پژوهش، با اتخاذ رویکردی بنیادی و روش تحلیلی- توصیفی، درصدد بازتعریف هستی‌شناسانه این مفهوم در منظومه فکری امام خامنه‌ای است. تحقیق حاضر، مقاومت فرهنگی را نه راهبردی انفعالی، بلکه «پارادایم مهندسی مولّد» مفهوم‌پردازی می‌کند؛ الگویی که از طریق آن، توانمندی نهفته در مقاومت، به صورت نظام‌مند به نیروی پیشران برای «صناعت تمدن» تبدیل می‌شود. یافته‌ها نشان می‌دهد که این پارادایم بر یک سامانه به‌هم‌پیوسته و پویا استوار است که در آن، ارکان چهارگانه «هویت مقاومتی»، «خودباوری فرهنگی»، «اجتهاد تمدنی» و «عقلانیت انتقادی» به عنوان پیشران‌های عملیاتی، درکنشی متقابل و هم‌افزا عمل می‌کنند. این سامانه، عمق راهبردی خود را از ابعاد پنج‌گانه هستی شناختی، معرفت‌شناختی، ارزش شناختی، روش‌شناختی و غایت شناختی اخذ کرده و دوگانه انگاری کاذب میان «مقاومت» و «ساخت» را برطرف می‌سازد. بدین ترتیب، الگویی منسجم ارائه می‌گردد که منطق درونی و فرآیند تبدیل «مقاومت برای بقا» به «مقاومت برای بَنا» را تبیین کرده و نقشه راهی مفهومی برای مهندسی تمدن نوین اسلامی ارائه می‌دهد. این چارچوب، منطق تبدیل «مقاومت» به «صناعت» تمدنی را آشکار می‌سازد و افقی نوین در مطالعات راهبردی فرهنگ و تمدن سازی ایجاد می‌کند.
واژگان کلیدی: مقاومت فرهنگی، تمدن نوین اسلامی، امام خامنه‌ای1، هستی‌شناسی مقاومت، اجتهاد تمدنی.

کلیدواژه‌ها