هدف این مقاله بررسی نقش مردمسالاری دینی در تقویت گفتمان مقاومت در عصر جهانیشدن با بهرهگیری از نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موف است. مردمسالاری دینی بهعنوان یک نظام سیاسی و اجتماعی در جوامع اسلامی، یک استراتژی مؤثر برای تقویت اراده جمعی و ایجاد شرایط لازم برای تحقق حقوق بنیادین انسانها و دفاع از استقلال فرهنگی به شمار میآید. این نوع از نظام میتواند بستری برای تقویت هویت دینی و ارزشهای فرهنگی باشد و در ضمن، به ترویج عدالت اجتماعی و حقوق بشر از منظر دینی کمک کند. نتایج مطالعه نشان میدهد که گفتمان مردمسالاری دینی میتواند به گفتمان مقاومت اعتبار بخشد و هویت ملی و مذهبی را در برابر غیریتسازیها تقویت کند. با تأکید بر ارزشهای فرهنگی و دینی جامعه، مردمسالاری دینی میتواند به مشارکت فعال مردم در فرآیندهای سیاسی و اجتماعی یاری رساند و به تقویت هویت جمعی و مقاومت در برابر سلطههای فرهنگی غرب و مقابله با هژمونی فرهنگی استکبار جهانی کمک کند. همارزی و تلاقی میان دو گفتمان مردمسالاری دینی و مقاومت، زمینههایی برای همبستگی اجتماعی و همگرایی، هویت دینی، عدالت اجتماعی، حقوق بشر و مشارکت سیاسی، نشاندهنده نقش تقویتکننده مردمسالاری دینی در پایداری و گسترش گفتمان مقاومت هستند.