تمدنها اگر چه ممکن است در اموری با هم اشتراک داشته باشند؛ اما قطعا شاخصها ویژگیهایی دارند که آنها را از یکدیگر متمایز میسازد و قوامبخش آنها است. این شاخصها و ویژگیها در حکم فصل مایز تمدنهاست؛ به گونه که اگر آنها وجود نداشته باشد و یا به درستی تبیین نگردد و فلسفه وجودی آنها مبرهن نشود تمدنها امکان ظهور یا بقاء را نخواهند داشت. تمدن اسلامی نیز مانند دیگر تمدنها شاخصها و ویژگیهای خاص خود را دارد. این ویژگیها اگر چه بطور جسته و گریخته در منابع اسلامی ذکر گردیده و آشنایان با متون اسلامی با آنها بیگانه نیستند؛ اما تبیین نظاممند آنها و توضیح پایه-های فلسفی و عقلانی آنها بدون شک در جای دیگر یعنی در علوم اسلامی انجام گرفته است. اگر علوم اسلامی ویژگیهای تمدن اسلامی را بیان نمیکرد ما هیچگاه تصویر واضح یا درک عمیقی از آنها در اختیار نداشتیم. در این نوشتار که به شیوه تحلیلی-توصیفی نگارش یافته تلاش کردیم نخست ویژگیهای برجسته تمدن اسلامی را از میان انبوه ویژگیهایی که دارد با تکیه بر منابع اصیل اسلامی بیان کنیم و سپس نشان دهیم که علوم اسلامی بخصوص فلسفه و کلام چه نقش مهمی در تبیین این ویژگیها ایفا و از این طریق خدمات ارزنده و شایانی را به تمدن اسلامی ارائه کرده است. از منظر این نوشتار خدامحوری، خردگرایی، علمدوستی، عدالتخواهی و آخرتباوری برخی از ویژگیهای بسیارم مهم تمدن اسلامی است که در علوم اسلامی بویژه فلسفه و کلام به نیکی تبیین گردیده است.