پژوهش حاضر به بررسی پدیدهٔ فرار مغزها در کشورهای اسلامی از منظر اصول اسلامی میپردازد. بر اساس استناد به آیات قرآن، روایات معصومین: و آثار متفکران مسلمان، استدلال میشود که ریشهٔ اصلی این پدیده در انحراف از الگوی تمدنی اسلامی در تولید و بهرهبرداری از دانش نهفته است. تحلیلها نشان میدهد که سه عامل اصلی بوروکراسیزدگی سیستمهای آموزشی که آزادی علمی را سرکوب میکند، اقتصاد غیردانشمحور که بر رانت و مصرف متمرکز است و به استعدادهای جوان ارزش نمیدهد، و تقلیدگرایی معرفتی که دانش را از اخلاق و هویت اسلامی جدا کرده است؛ در مجموع، فضایی را ایجاد کردهاند که در آن نسل جوانِ تحصیلکرده، نیروهای ماهر و استعدادهای بالقوه، نه بهعنوان سرمایهٔ تمدنی، بلکه بهعنوان باری مالی دیده میشوند. در پاسخ، این پژوهش با رویکردی تکرشتهای و بر اساس روش تحلیل کتابخانهای و استفاده از آمار تا حد امکان و با استناد به اصول قرآنی (مانند «وَأَعِدُّوا») و سنت پیامبر و اهل بیت:، راهکارهایی چون بازگشت به خودگردانی علمی بر اساس اجتهاد و استقلال فکری، گذار به اقتصادی که بر «علم نافع» استوار باشد، و احیای چارچوب معرفتی اسلامی که در آن دانش همواره در خدمت اخلاق و جامعه باشد، را پیشنهاد میکند. بدون بازگشت به این اصول، تمدن اسلامی رو به افول گذاشته و کشورهای اسلامی شاهد مهاجرتهای بیش از پیش نسل ورزیده خویش خواهد بود.