گونه‌شناسی جامعه‌شناختی مقاومت در جهان اسلام: از کنش واکنشی تا ظرفیت تمدن‌سازی در افق تمدن نوین اسلامی

نوع مقاله : مقاله علمی ترویجی

نویسنده

جامعه المصطفی العالمیه

چکیده

این نوشتار با رویکردی جامعه‌شناختی و نظری - تحلیلی، به بررسی پیوند میان مفهوم «مقاومت» و فرآیندهای تمدنی در جهان اسلام می‌پردازد. در عصر حاضر مقاومت دیگر صرفاً کنش اعتراضی کوتاه ‌مدت یا واکنشی به سلطه تلقی نمی‌شود، بلکه فرآیندی چندلایه و چند بعدی است که از سطح کنش‌های روزمره تا نهادسازی تمدنی گسترش می‌یابد. پژوهش‌های جامعه‌شناختی نشان می‌دهند که مقاومت موفق نیازمند هویت جمعی، بسیج منابع و چارچوب‌بندی معنایی است. در جوامع مسلمان، این فرآیند اغلب با ابعاد دینی، اخلاقی و هویتی درهم‌تنیده است و فراتر از منطق‌های مادی، به بازتعریف عدالت و نظم اجتماعی بدیل می‌پردازد.
علی‌رغم پیشرفت‌های نظری در جامعه‌شناسی جنبش‌های اجتماعی، شکاف‌هایی مانند کم‌توجهی به ابعاد تمدنی و اخلاقی مقاومت، توصیفی بودن مطالعات جهان اسلام، و عدم ادغام نظام‌مند مفاهیم اسلامی با نظریه‌های مقاومت باقی مانده است. این پژوهش در پاسخ به این شکاف‌ها، گونه‌شناسی پنج‌گانه‌ای از اشکال مقاومت ارائه می‌دهد: هویتی ـ فرهنگی (روزمره و نمادین)، سیاسی ـ ساختاری (سازمان‌یافته و اعتراضی)، معرفتی ـ گفتمانی (تولید دانش بدیل)، اخلاقی ـ قدسی (ارزش‌محور و معنوی)، و تمدنی ـ نهادی (بازسازانه و پایدار).
نوآوری اصلی مقاله در استدلال مشروط ظرفیت تمدنی مقاومت نهفته است: مقاومت تنها زمانی به پروژه تمدن‌ساز تبدیل می‌شود که از منطق تقابلی به بازسازانه گذار کند و عدالت را به عنوان اصل تنظیم‌کننده نهادینه سازد. در افق «تمدن نوین اسلامی»، این گذار نیازمند پیوند پایدار میان معرفت بومی، نهادسازی و عدالت اجتماعی است. چارچوب پیشنهادی نه تنها نظریه‌های کلاسیک جنبش‌های اجتماعی را بسط می‌دهد، بلکه امکان مقایسه نظام‌مند میان زمینه‌های مسلمان و غیرمسلمان را فراهم می‌سازد و از تقلیل مقاومت به ایدئولوژی یا استثناانگاری پرهیز می‌کند.
یافته‌ها نشان می‌دهند که تقویت همزمان مقاومت معرفتی و نهادی، همراه با نهادینه‌سازی عدالت، مسیر اصلی گذار از مقاومت واکنشی به تمدن‌سازی فعال است. این پژوهش به غنای نظری جامعه‌شناسی مقاومت و مطالعات تمدنی جهان اسلام کمک می‌کند و پیشنهادهایی برای سیاست‌گذاری فرهنگی و علمی ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها