بررسی ریشه های طبیعت گرایی روش شناختی در الهیات مسیحی در قرون وسطای متأخر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

چکیده

یکی از مبانی علم نوین، طبیعت­ گرایی روش­ شناختی است. باور رایج این است که این مبنای علم نوین، همزاد خود علم بوده و ازاین‎رو در انقلاب علمی پدیدار گشته است؛ لکن بررسی­ های تاریخی نشان می‎دهد که طبیعت­ گرایی روش­ شناختی نه در بحبوحه ظهور علم جدید در انقلاب علمی، بلکه در منازعات الهیاتی قرون وسطای متأخر متولد شده است. این نکته از جهت روشن کردن رابط ه­ای که علم و دین در طول تاریخ مغرب زمین داشته اند حائز اهمیت است. شواهدی حاکی از آن است که متألهان مسیحی با انگیزه ­های الهیاتی، مسائلی را مطرح کردند که بستر مناسبی را برای پیدایش طبیعت­ گرایی روش­ شناختی به وجود آورد. از خلال این بررسی آشکار خواهد شد که در این عصر سه عامل مهم که با انگیزه­های الهیاتی همراه بودند در به وجود آمدن طبیعت­ گرایی روش ­شناختی مؤثر واقع شدند: تبیین ویژه از رابطه خالق و مخلوق، تفکیک حوزه دین و علم، تأکید بر تجربه­ گرایی و روش کمی. در ضمن این تحلیل رابطه تجربه‌گرایی و الهیات مسیحی در قرون وسطای متأخر روشن خواهد شد.
واژگان کلیدی: علم نوین، طبیعت­ گرایی روش­ شناختی، الهیات مسیحی، قرون وسطای متأخر، تفکیک حوزه علم ودین، تجربه­ گرایی.