گروه اموزشی فلسفه و کلام اسلامی، دانشکده الهیات، دانشگاه قم، قم، ایران
چکیده
یکی از مسائل بنیادین در رابطه با اسلامی کردن علوم انسانی، «چیستی علم دینی»است. در گفتمان فرهنگی بین تمدن های مادی و غیر مادی با گفتمان های الهی یا اسلامی، ظرفیت های فراوانی برای استفاده حداکثری از این امکانات با توجه به مقتضیات امر وجود دارد؛ از جمله می توان به مسأله تعارض یا عدم تعارض میان علم و دین اشاره کرد که صاحب نظرانی چون مطهری و جوادی املی با نقطه نظرات متفاوتشان یک نوع هم افزایی مشترک را برای تبیین رابطه علم و دین مشخص نمودهاند. مطهری هیچ تعارضی بین علم و دین قائل نیست و علم و دین را مکمل یکدیگر دانسته و معتقد است دین با ساز و کارها و مبانی خویش خطوط کلی تعالی انسان را ترسیم می کند و کار علم و عقل حرکت در این خطوط است. استاد جوادی آملی که به نظر میرسد قائل به رابطه تداخل بین علم و دین است، بیان میدارد علم هیچگاه در مقابل دین قرار نگرفته، بلکه علم حقیقی در چارچوب دین است و از آنجا که علم در حقیقت فعل یا قول خداوند است، لاجرم الهی و دینی است. این مقاله، با روش توصیفی- تحلیلی، برآن است که به بازخوانی و مقایسه نظریه های «فایدهمندی» و «تطابق» درباره معیار دینی بودن علوم بپردازد. دیدگاه شهید مطهری و علامه جوادی آملی در باب چیستی علم و دین و چگونگی رابطه این دو، منجر به اختلاف این دو متفکر در معیار علم دینی میگردد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که هردو نظریه به نتیجه یکسانی دست مییابند