تولید نشانه و مبادله معنا درفلسفه ارتباطات فارابی

نویسنده

چکیده

پرسش از چیستی و چگونگی ارتباطات انسانی و بازخوانی آثار ابو نصر فارابی با الگوی روش‌شناسی مطالعات تحلیلی نشان می دهد؛ معلم‌ثانی در تراث فلسفی خود با رویکرد عقلی به بررسی مساله ارتباطات پرداخته است. زمینه های اجتماعی عصر او به ویژه مناظره نحویون و منطقیون در توجه معلم ثانی به این امر بسیار موثر بوده است. معلم ثانی در پاسخ به مساله اصلی ارتباطات هم به تبیین کنش شناختی، ادراکی و عقلی انسان و هم به تبیین کنش اظهاری، بیانی و زبانی او پرداخته است. از نظر او «ارتباطات» به مثابه کنشی شناختی- بیانی، هنر ساختن و به کارگیری نشانه ها برای تسهیم و تشارک معنا بین «خود» و «دیگری» است که آشکار کننده نظام معنایی یا ملّت(فرهنگ) و تعین بخش ساختار اجتماعی یا امّت(جامعه)است. در فلسفه ارتباطات فارابی بین زبان، دین، فرهنگ و جامعه پیوند وجود دارد. دغدغه اصلی فارابی در علم مدنی ترسیم بهترین نوع جامعه انسانی ازطریق عالی ترین شکل ارتباطات انسانی یعنی ارتباط با عقل فعال است. او با بازخوانی نظریه عقل فعال ارسطو با تکیه بر نظام اندیشگانی وحیانی اسلام چنین ارتباطی را تبیین می‌کند.

کلیدواژه‌ها