هر نظام اقتصادی بر ساختاری از مالکیت مبتنی است زیرا هر ساختاری از مالکیت، پیامدهایی اقتصادی در زمینه توزیع درآمد و ثروت دارد. از آنجا که در بسیاری از موارد به مخاطره افتادن نفع عمومی و آسیب دیدن اخلاق نوعدوستی و در نهایت وقوع نابرابریهای اقتصادی و ظلم وستم در نظامهای اجتماعی، ریشه در طغیان میل به تملک در انسانها دارد، همواره حاکمان و مصلحان اجتماعی، بهدنبال ارائه ساختاری از مالکیت در جهت دستیابی به حداکثر منافع اجتماعی و فردی، بودهاند. بیتردید تبیین عدالت در اقتصاد اسلامی نیز بدون برداشتی صحیح از ساختار مالکیت اموال در اسلام، میسر نیست. از این رو در این نوشتار با بهرهگیری از روش تحلیلی- توصیفی، ابعاد مختلف مدل مالکیت اموال در آموزههای اسلامی، مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. برای این منظور، ابتدا مفهوم مالکیت، انواع حقیقی و اعتباری آن و رابطه طولی و عرضی در مالکیت اموال در آموزههای اسلامی مطرح شده است. سپس نشان داده شده است که رابطه طولی در ساختار مالکیت با نظریه عدالت در اقتصاد اسلامی، رابطهای منطقی و سازگار دارد