آنچه بیش از همه در مسألهی همگرایی جهان اسلام نیازمند ترمیم است، همانا «الاهیات همگرایی» است. زیرا جهان اسلام بنیانهای الاهیاتی قدرتمندی دارد و جوامع اسلامی زیستجهان خود را طبق الگوی الاهیاتی برمیسازند و ازآنجاکه الاهیات رایج بیشتر واگرایانه است، لذا جهان اسلام به ورطهی واگرایی افتاده است. بر این اساس، مسأله همانا بازنگری در الاهیات واگرایی رایج و تبدیل آن به «الاهیات همگرایی» است. بنابراین پژوهش حاضر در گام نخست با معضل امکان همگرایی روبرو است. بحث امکان همگرایی از خلال بررسی حقیقت همگرایی و امکان تفاهم قابلطرح است. چون ماهیت همگرایی قسمی تدبیر وحدت در کثرت است. قرینهی این وضعیت در ساحت زبان برقرار است که طبق اقتضای حقیقت زبان و منطق تفاهم، کثرت گفتارها به وحدت درونی آنها بازگردانده میشوند. بدینسان، امکان تفاهم با امکان همگرایی نسبت مستقیم دارد و با آن ملازم است. بخش منطق همگرایی میکوشد دامنهی عام الاهیات همگرایی را روشن نماید و بحث الاهیات همگرایی بهنحو خاص بر پایهی سه اصل بنیادین اسلام پیش میرود: توحید، نبوت و معاد. لذا کوشش شد مهمترین دلالتها و الزاماتِ این اصول در نسبت با همگرایی به تحلیل درآید. در پایان، در پاسخ به دشواریهای ممکنی که فرارویِ امکان تفاهم و الاهیات همگرایی قرار دارد، تلاش شد از خلال طرحِ «اخلاق همگرایی» پاسخ عملی بدانها فراهم آید. اخلاق همگرایی معطوف به پرورش مهارتهای شهروندان جهان اسلام، بهویژه مهارتهای فکری، عقلانی و معنوی در راستای پذیرش مسئولیت همگرایی است.