تحلیل مبانی انسان شناختی نظریات جبر محور «سلطه امپریالیستی »

نوع مقاله : مقاله علمی ترویجی

نویسنده

مربی گروه زبان فارسی و مطالعات اسلامی دانشگاه مجازی المصطفی

چکیده

رسم استثمارگران و سلطه‌‌طلبان از آغاز بر این بوده است که همیشه از اهرم‌های فکری و فرهنگی در کنار اهرم‌های زور و مادیات، برای کنترل سلطه شدگان و توجیه و تثبیت رفتار سلطه طلبانه خود بهره بگیرند تا علاوه بر اقناع و همراهی اختیاری و حتی رضایت مندانه سلطه شدگان، بتوانند از این امر به عنوان توجیهی در مقابل پرسشگری وجدان‌های بیدار و قضاوت‌های عادلانه بهره ببرند.این اهرم‌های فکری و فرهنگی گاها در قالب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ نظریه‌‌هایی مطرح‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌شود که دارای مبانی انسان‌شناختی خاصی است که سلطه‌‌طلبان نه تنها هیچ داعیه‌‌‌‌‌ای برای آشکار ساختن آن نداشته بلکه برای جلوگیری از رسوا شدن با تلاشی عامدانه، سعی بر پنهان نگه داشتن آن نیز داشته اند. این مقاله با روش اسنادی وتحلیل محتوای تاریخی، به دنبال تبیین و ‌‌‌تقسیم‌بندی منطقی نظریات «جبر محور»‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ و تحلیل مبانی انسان‌شناختی آنها‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌باشد. پررنگ بودن ابعاد «من محوری»، «موجود برتر انگاری»ویا«موجود برگزیده انگاشتگی» از جمله محورهای اساسی این نظریات است که «حقیقت یابی» و حتی «حقیقت‌سازی» را که خصوصیت عنایت شده به «سلطه طلبان» از جانب «خدا » و یا «طبیعت » قلمداد کرده و با یک نگاه «انسان درجه دومی » و یا «غیر انسانی» به سلطه‌شدگان، سلطه‌گران را شایسته و یا بایسته رهبری و بهره‌مندی از کل منافع این عالم معرفی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ می‌کنند.

کلیدواژه‌ها