دکترای مطالعات انقلاب اسلامی، پژوهشگر پژوهشکده مطالعات منطقهای پژوهشگاه بینالمللی المصطفی
چکیده
توسعه بر مبانی دانشی، گرایشی و رفتاری متعددی مبتنی است که جهتگیری و برنامههای آن را مشخص میکند. یکی از برنامههای مهم در نظام توسعه غربی، گردشگری است که به عنوان یک صنعت، از جایگاه اقتصادی مهمی برخوردار است. این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که گردشگری با توجه به مبانی و خاستگاهی که در غرب دارد و با آن شرایط در ادبیات توسعه غرب جایگاه مهمی یافته، آیا میتواند مبنایی برای توسعه اسلامی قرار گیرد و آیا این سخنان به معنای آن است که گردشگری را از برنامهها و اهداف توسعه اسلامی خارج کنیم؟ برای پاسخ به این دو سؤال ابتدا گردشگری را به عنوان یک صنعت، و سپس مبانی آن را در نظام توسعه غربی تبیین میکنیم تا مشخص گردد که در استفاده از گردشگری در نظام توسعه اسلامی باید دقت شود. گردشگری دارای مبانی معرفتشناسی و هستیشناسی خاصی است که بر اساس مدرنیته و انقطاع از ماوراءالطبیعه تدوین شده است. این مبانی سبب شده است گردشگری در نظام توسعه غربی، صرفاً مبتنی بر تفریح، فراغت و لذت طراحی شود که نمود رفتاری آن، در خرید و مصرف جلوهگر شده است. بنابراین هرچند گردشگری جایگاه مهمی در نظریات توسعه دارد و با دیدی اقتصادی بر ترویج آن تأکید میشود، نباید از مبانی و جنبههای فرهنگی آن غافل شد. گردشگری با مبانی برخاسته از فرهنگ مدرنیته، با نگاه اسلامی به سیاحت و گردشگری، در تعارض است.