مرجعیت علمی قرآن در حوزه علوم انسانی؛ موضوعی است که در این مقاله مورد پژوهش قرار گرفته؛ با توجه به اینکه دانشگاهها در جهان اسلام بالاترین مراکز تخصصی ازجمله در رشتههای علوم انسانی هستند که از نقص آشکار در آگاهی از رسالت خود رنج میبرند؛ زیرا علوم مدرن همانگونه که از منابع غربی اخذشده بدون تکمیل و تطبیق با فرهنگ اسلامی به دانشجویان منتقل میشود؛ درحالیکه این علوم بر مبنای واقعیتهای غربی شکل گرفته و با واقعیتهای جهان اسلام بیگانه هستند؛ و این دوگانگی بین تئوری و واقعیت بزرگترین عامل ناکارآمدی نیروهای انسانی تحصیل یافته و عدم پیشرفت جهان اسلام است. نگارنده میخواهد بهمنظور تولید دانش و توسعه معارف اسلامی راهکارهای اساسی جهت رفع نواقص و روشهای اصلاح و اسلامی ساختن علوم انسانی موجود را جستجو و تفحص نماید. با اتخاذ روش تحقیق بنیادی به شیوه انتقادی با تفکیک علوم طبیعی از علوم انسانی به بررسی سرچشمهها و منابع علوم انسانی پرداخته، با بررسی میزان اعتبار دادههای دانش تاریخ، انسانشناسی، مردمشناسی و جامعهشناسی مدرن که جریان نوزایی پس از رنسانس با رویگردانی از تفکر قرونوسطایی مسیحیت به آنها روی آوردند و بر پایه معلومات حاصله از آنها به بازتولید رشتههای مختلف علوم انسانی پرداختند؛ با اثبات نواقص و کاستیهای آنها برای تولید رشتههای گوناگون علوم انسانی؛ به این نتیجه رسیده است که در دنیای معاصر، متقنترین مرجع علمی موثق و علمآور در زمینههای مختلف انسانی اعم از تاریخ، انسانشناسی، مردمشناسی و جامعهشناسی، قرآن کریم است که برای تحقیق در مورد آنها به روشهای مختلف حسی، تعقلی، استنباطی فرامیخواند. و تنها با مرجعیت علمی قرآن در زمینه دانش، روش و ارزش میتوان به تولید علوم انسانی کارآمد رسید