انسان از دیرباز در جهت کشف حقیقت از روشهای گونهگون و بسیاری بهره برده است. با گذر زمان و رشد و انسجام یافتن تفکر انسانی، برخی از این روشها گزینش و پذیرفته شد و بهعنوان پارادایم یا همان چارچوبههای ذهنی، فکری و فرهنگی، معیار کشف و سنجش حقیقت قرار میگیرد. در حال حاضر صاحبنظران علوم انسانی با توجه به سه نوع پارادیم اثباتگرایی، تفسیرگرایی و انتقادی به تحلیل، استنباط و توصیه علمی میپردازند. پژوهش حاضر با مبنا قرار دادن آیات قرآن کریم به بررسی پارادایمهای رایج در علوم انسانی پرداخته است و با توجه به بینش قرآن کریم درباره انسان، آنها را در بوته نقد و بررسی قرار میدهد. پارادایم قرآنی از رویکردهای مختلف انسان شناخت متناسب باانگیزههای انسانساز بهره برده و گونهای خاص از پارادایم فکری را سامان داده است؛ هرچندکه میان پارادایمهای موجود و پارادایم قرآنی نقاط مشترکی مشاهده میگردد. این پژوهش اثبات میکند که پارادایم برخاسته از مبانی قرآنی میتواند بهعنوان چارچوبهای مشخص و مستقل معیار استدلال و استنباطهای علمی در حیطه علوم انسانی قرار گیرد. اثبات این مدعا با بیان نمونههایی کاربردی و نظری به همراه پیشنهادهای پژوهشی دیگر در ادامه این نگاره آمده است.