مبانی انسان‌شناختی و خداشناختیِ مردم‌سالاری دینی در اندیشه امام خمینی و علامه طباطبایی

نوع مقاله : مقاله علمی ترویجی

نویسنده

پژوهشگر پژوهشگاه المصطفی ص

چکیده

«مردم‌سالاری دینی» نظریه‌ای در حوزه حاکمیت در نظام سیاسی دینی است که ضمن پذیرش مشروعیت الهی و توحید در تشریع و تقنین، بر حاکمیت قانون، جایگاه مردم در تصمیم‌سازی و تشکیل نظام سیاسی، نظارت و همکاری با آن تأکید دارد که بر پایه آن، شهروندان دین‌باور در چارچوب آموزه‌های شریعت، در زندگی سیاسی مشارکت فعال دارند و از هرگونه استبداد فردی در تصمیم‌گیری‌های عمومی اجتناب می‌شود. بااین‎حال، با دموکراسی غربی به ‌مثابه یک ارزش (نه روش) که بر مبانی ویژه معرفت‌شناختی، انسان‌شناختی و خداشناختی، نظیر نسبیت معرفتی، عقل‌بسندگی، نفی ارزش معرفتی وحی، کثرت‌گرایی معرفتی، آزادی ویژه و انسان‌محوری به‌جای خدامحوری استوار است، تمایز بنیادین دارد.
از رهگذر جستار حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی و با هدف بازخوانی مبانی انسان‌شناختی و خداشناختیِ مردم‌سالاری دینی در اندیشه امام خمینی و علامه طباطبایی سامان یافته، آشکار می‌شود که امام خمینی و علامه طباطبایی به‎عنوان دو حکیم و نظریه‌پرداز برجسته دوران معاصر، با بهره‌گیری از مبانی وحیانی-عقلانی، به ترسیم مردم‌سالاری دینی پرداختند. از جمله شاخص‌ترین مبانی انسان‌شناختی و خداشناختیِ مردم‌سالاری دینی می‌توان به چندساحت‌انگاری وجود انسان، سرشت الهی، اختیار و آزادی، کرامت ذاتی و اکتسابی و خلافت الهی انسان و نیز توحید در حاکمیت، توحید در تشریع و تقنین و حضور قوانین الهی در شئون اجتماعی و نفی سکولاریسم اشاره کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات